۲۲ بهمن

 کلانتر گفتند که چرا وبلاگنويسها از ۲۲ بهمن حرفی نزدند ؟ نميگذارند ما دو دقيقه آرام بگيريم حرفی نزنيم که بيايند برايمان سياهه درست کنند و منتظر باشند تا محرم گردد و تيغ و حلقوم ما خلاصه ( البته منظورم اين نبود که کلانتر سياهه درست ميکننداااا سوتفاهم پيش نياد فردا برايمان تشکيل پرونده و اينها بدهيد ، پول وکيل ندارم ...)

البته راست هم گفتند ، چرا از ۲۲ بهمن نمينويسيم ؟! از روزی بزرگ که پدران ما هر کدام ، با اشتباهی کوچک ، اما در کنار هم حادثه ای آفريدند که تا دنيا دنيا است ديگر نه تکرار خواهد شد و نه کسی حتی جرات تغيير اين اشتباه را خواهد کرد ! ۲۲ بهمن هنگامی که ما هنوز در اين دنيا نبوديم ، مردمی بودند که احساساتشان بر عقلشان غلبه کرد . اصل انقلاب اشتباه نبود ، مردم از ظلم به تنگ آمده بودند و حق خود را ميخواستند . اما هيچ کس به ياد نداشت که ای داد ، خونها را که ما داديم ، بدبختيها را که ما کشيديم ، .... همه چيز را با هم دست يک گروه خاص ندهيم ، خوب فردا روز اين طيف کوچک هم تبديل به همان ظالمان امروز خواهد شد ! همه حکومت ، همه قدرت ، همه توانايی ، همه سرمايه ، دست يک عده ! باز هم شيطانی بزرگ چيره خواهد شد ...

راهپيمايی ۲۲ بهمن امسال که رهبری با آن کلی خط و نشان کشيدند ، برای استکبار جهانی  و خودشان از کنار بخاری ، نظاره گر اين مشت زدن مردم بيگناه در زير برف به دهان بوش بودند ، حکايت جالبی بود . از صبح که ما هم مثل رهبری و ديگر دولتمردان چشم به صفحه سيمای ضرغامی ( همان لاريجانی سابق ) دوختيم و منتظر پايين آمدن فک بوش بوديم دائم تظاهرات سالهای گذشته را در زير آفتاب نشان ميدادند و گاهی هم اين مجريهای خدا زيادشان کند ، دهان يخ بسته که يک مشت هم مردم دورشان جمع شده بودند و خلاصه اعلام وجودی ميکردند را نشان ميداد . هنگام سخنرانی و اخبار ، صحنه ميدان آزادی تا خيابان انقلاب يا همان خيابان آزادی (ايراد از نقشه شناسی من است ) خلاصه يک سوم اين خيابان با احتمالا همان دور تا دور ميدان آزادی جمعيت بود . اگر شما بيشتر ديديد به من نابينا هم نشان بدهيد . من فکر ميکنم اين جمعيت به يک مليون نميرسيد که حالا ما باز همان دست بالا را ميگيريم دل کسی نشکند ، در برابر جمعيت ۱۲ ميليونی تهران ميشود ، چيزی حدوده ۸٪ ملت تهرانی !

مسئله بعدی هم که شديدا به چشم بنده آمد ، شرکت خود دولتمردان در اين امر خطير بود . غير جناب خاتمی که سخنران بودند و جناب رفسنجانی که اگر خدا بخواهد احتمالا،  سخنران سال بعدی هستند و جناب شاهرودی و رييس مجلس من دولتمرد يا دولتزن ديگری را نديدم ، يعنی صدا و سيما نشان نداد يا حالا احتمالا ايشان هم خسته از همه زحماتی که ميکشند ، روز تعطيل در خانه از کنار وسايل گرمازای خانه به تماشای مردم نشستند و البته خوب بايد پذيرفت که همه زحمات را نميشود از ايشان توقع داشت، يک کم هم مردم به خودشان تکان بدهند و اين ضربه آخر را بزنند ، يا اينکه شرکت کردند و خواستند ريا نشود و يا شايد چهره شان شناخته نشود ، برای همين از  تلويزيون نشان داده نشدند .

البته کسی از آقايان مجلس خبرگان رهبری توقع راهپيمايی ندارد ، ايشان استثنا هستند ، بندگان خدا سن و سالی ازشان گذشته و خدای نکرده در اين هوا يا سينه پهلو ميکنند يا با آن نان جوين و آب دوغی که ميل ميکنند ، حتما پوکی استخوان هم دارند و خلاصه بيرون ميامدند زبانم لال زمين ميخوردند يا اتفاق ناگوار ديگری برايشان ميافتاد تا چند روز سايه بلند و کوتاهشان از سر قانون اساسی و مملکت امام زمان کم ميشد و آن وقت واويلااااااااا .

البته بنده که آقای پدر ميفرمايند يک کم زيادی فضول (شما بخوانيد کنجکاو ) هستم بعضی اوقات جمعه شبها به جمعيت نماز جمعه هم نگاه ميکنم و خوب به غير از صف اول که افراد سرشناس جای دارند تا خوب توی دوربين قرار بگيرند ( فرضيه ريا زير سوال رفت !) چند صف هم سرهای براق و لباسهای سبز و آبی و سفيد خودنمايی ميکنند و صفهای بعدی مردم هستند که جمعيتی که باز سيما نشان ميدهد تا انتهای دانشگاه هم نميرود ، کسی ميداند در دانشگاه تهران چند نفر جای ميگيرند ؟! البته من فکر ميکنم چون خطبای نماز جمعه از جناب جنتی و کاشانی و رفسنجانی فراتر نميرود و مثل دست رشته اين اسلحه پشت تريبون به دست اين آقايان می افتد ، مردم انگيزه شرکت در اين امر عبادی را از دست دادند . حالا اصلا نميگوييم سياسی و نماز جمعه را فقط امری عبادی فرض ميکنيم . به نظر من تنوعش را بيشتر کنند بهتره !

با اين اوصاف و آنچه که به چشم ديديم خوب بندگان خدا حق هم دارند ،‌ از اسم رفراندوم داد و بيدادشان به هوا برود !

 ۲۲ بهمن برای ما خاطره ديگری را هم به همراه دارد ، خاطره تولد دختری که ۲۲ بهمن ۵۸ به دنيا آمد و هنوز خاطره تلخ آن تصادف وحشتناک و مرگ او به يک سال هم نرسيده است . شنيدم که همه روز تولدش به مزارش رفتند و مثل هر سال تولدش را تبريک گفتند و روی هم را بوسيدند و شاخه گل تقديم کردند ، من هم باز مينويسم تولدت مبارک ، خاطره ات سبز و يادت جاويدان . در غمتان شريکم حيف که بيشتر نميدانم ...

گر بدين سان زيست بايد پست

من چه بی شرمم ، اگر فانوس عمرم را به رسوايی نياويزم

بر بلند کاج خشک کوچه بن بست !

گر بدين سان زيست بايد پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ايمان خود ، چون کوه

يادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک‌!

 

حرف حساب : ساعتت را ۵ دقيقه جلوتر تنظيم کن .

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پدر(نم نم)

مطلب سياسی؟.....واه واه....من ديگه توبه کردم....فقط می دونم که انقلاب اشتباه نبود ولی در مورد بعدش هيچ فکری نشده بود....من که ساعتم خرابه!

limootorsh

راستش من فکر نمی کنم اون بنده خدایی که گفته بود چرا بلاگر ها چیزی نمی نویسند می خواسته سیاهه و از این طور چیز ها درست کنه بلکه بر داشت من این بود که می خواد نظر دیگران رو هم بدونه که نمی دونم چرا اینطور مورد تحاجم همون تیغی که گفتی قرار گرفت!! اما چیزی که خیلی جلب توجهم رو در این نوشته کرد این بود که تو حتی انقلاب رو هم در حد یه حادثه دونستی دیگه راه پیمایی که جای خود داره. واقعاً چطور فکر کردی که ناگهان همه آدم های ایران به طور همزمان با هم دچار یه اشتباه!! شدند و این فا جعه رو بوجود آوردن؟

limootorsh

؟؟ یه چیزی دیگه: من اصلاً معتقد نیستم که انقلاب به اون راهی که هدفش بوده رفته، و الان همه چی عالیه. من هم مثل همه به زعم خودم ۱۰۰۱ نکته منفی می بینم و منکرش هم نیستم و دلم می خواد خیلی چیزا عوض شه. اما با خود جمهوری اسلامی خیلی موافقم ولی مثلاً هیچوقت تو راهپیمایی ها شرکت نکردم چون حوصله ندارم یا تنبلیم میاد و مطمئن باش که مثل من هم کم نیستند اینو گفتم که فکر نکنی اون با احتساب شما ۸٪ فقط موافق انقلاب ایران هستند. ببین برای همین راهپیمایی چقدر آدم اومده بود. تو میگی یک میلیون؟ باشه قبول. اما مثلاً برای قضیه هخا چند نفر اومدن؟ اگه مخالفین در اکثریت اند چرا همون روزی که خودشون قرار می ذارن کلشون می شن ۱۰۰۰ نفر. میدونم که اون هم کل مخالف ها نیستن اما با یه تناسب ساده میشه فهمید اکثریت کیه و اقلیت کی؟!راستی به نظر من ایرانیها اینقدر چاق نیستند که هر کدومشون برای ایستادن به یک متر مربع جا احتیاج داشته باشند! شما چی فکر می کنی؟؟

limootorsh

؟؟ ببخشید خیلی حرف زدم اما یه چیز دیگه جهت شفاف سازی می گم و میرم: من از یکی که تو راه پیمایی بود شنیدم که تا خیابون دام پزشکی آدم بوده و اینا که داشتند بر می گشتن بازم دسته دسته داشته بهشون اضافه می شده به نظرت یه کم بیشتر از یک ملیون نمی شه؟. خودش هم دیده نه از تلوزیون که بگیم آرشیو بود! زیاده عرضی نیست!!!

کلانتر

:)) جالب بود!! بابا يه لينکی چيزی می‌دادي اقلا!!! همين جوری خشک خشک که نمی‌شه!!

Arezou

ليمو ترش جان من هم ميدونم که کلانتر سياهه درست نميکنند و اصلا هم منظورم به ايشان نبود و خودشان هم اين مطلب را به خوبی ميدانن در قالب طنز گذرم را به وبلاگی که نامهای بسياری از وبلاگها در آن بود و فقط به جرم حقايق گفتن منتظر انتقام گيری هستن زدم . حالا چون خوشان هم اومدن اينجا مدعی شدن :) من لينکشون را هم قرار ميدهم :)انقلاب حادثه نبود پس چی بود ؟؟ ! متوجه منظور نشدم . در ضمن من کی نامی از فاجعه بردم ؟؟ مطلب بعدی هم که بايد بگم اينه که اگر من مخالفت با نظام ميکنم منظور اين نيست که موافق آنچه که تلويزيونهای لوس آنجلس ميکن هستم که اينها را بدتر از حکومت آخوندی ايران ميدونم . نفی حکومت الان دليل بر تصديق حکومت سابق نيست و اشتباه نکنيد لطفا ! اين از آن نکته های انحرافی است که جمهوری اسلامی در مغز فرهنگ عامه کرده که کسی که با ما نيست پس با دشمن ماست !

Arezou

پديده هخا هم که خودش هم میدانست دیوانه ای بیش نیست عزيز برادر :) چه مثالی ميزنید ؟؟!! من کاری به شنيده کسی ندارم فقط ميدونم تلويزيون ايران جمعيت را به طور کامل نشان ميدهد تا ثابت کند که هنوز ما انقدر خواهان داريم اما در رای گيری مجلس هفتم همه متوجه شدند که حکومت چقدر خواهان دارد ديگر ، درست نميگم ؟؟ ايراد بزرگ هم ميدونيد چيه من هم اگر ايران بودم با اين سخنان حماسه ای که بايد وحدتمون را در مقابل بيگانگان ثابت کنيم به وجد ميومدم حمايتی که خيليها کردند نشان از حمايت از شخص حکومت نبود بلکه برای حفظ وحدت بود اما حکومت پست فطرتتر از اين حرفهاست و بعد از راهپيمايی همه اين حمايت و وحدت را به حساب شخصي خودش وارد ميکند .

Arezou

مخالفت بر سر کل نظام و دلايل من هم بماند تا سر فرصت در خود وبلاگ رسيدگی شود ... اما با همه اين صحبتهای شما و ادعای حکومت هم برا اين سخن که حامی خيلی بيشتر از اين حرفهاست و خواهنده بسيار است چرا رفراندومی برای به خاک ماليدن بينی امثال من صورت نميگيرد ؟ باور کنيد که من انقدر شجاعت دارم اگر روزی رفراندومی انجام گيرد و باز هم اين نظام ۹۸٪ آرا را به دست آورد که شما هم ميگوييد با اصلا نظام موافقيد همينجا اعتراف کنم اين حکومت مردمی است و دوستدار ملت و ملت هم دوستدار آن .

بنده خدا

يه چيزی ميگم بد ميشه ها! فقط همين رو بگم که هرچند بنده اصلاْ اين نظام رو قبول ندارم و مخالفش هستم ولی انصافاْ راهپيبمايی اينجور که شما گفتی نبود. امشب اينقدر از اين چيزا خوندم دلم می خواد برم وبلاگم رو پاک کنم! بابا مرده شور ببره اين سران مملکتی رو! ولشون کنين تو رو خدا! راستی من همون گيگيلی هستم که بهم سر زده بودی. گفتم اینو بگم يه وقت نگی يارو چه بی معرفته!

امیر

لطفا" انتخابات مجلس رو نگید. خیلیا که طرفدار نظام بودن ولی رای ندادن. به هر حال انتخاب مجلس هفتم تبدیل شده بود به دعوای چپ و راست که خیلی از چپیا که نظام رو دوس دارن رای ندادن. فرق میکنه با بقیه انتخاباتها.