چهارشنبه سوری

سلام.

بالاخره چهارشنبه آخر سال رسيد .فلسفه قشنگی از چهارشنبه سوری خواندم که اگر بشه يک کمی مينويسم .

ايرانيان باستان به پنج نيرو در وجود انسان اعتقاد داشتند.يكي از اين نيروها عبارت بوده از "جان " و يا همان قوه محركه و نيروي حياتي كه ما را به تحرك وامي دارد. نيروي ديگر "وجدان " يا "دئنا" نام داشت. اين نيرو به اعتقاد ايرانيان خير و شر را تشخيص مي دهد و پس از مرگ مورد مواخذه قرار مي گيرد. سومين نيرو "بوي " نام دارد كه به معناي حواس يا قواي تشخيص نيك و بد است. نيروي ديگر "روان " است و همان چيزي است كه به اعتقاد ايرانيان باستان در قيامت مواخذه مي شود و به بهشت يا دوزخ مي رود. اما پنجمين نيرو "فروهر" ناميده مي شود و بهره اي است از نيروي خداوند كه در وجود انسان به وديعه گذاشته شده و پس از مرگ به سوي پروردگار بازمي گردد.

ايرانيان بر اين باور بودند كه پنج روز آخر سال تا پنج روز بعد از سال نو يعني مدت ١٠ روز، فروهر افراد درگذشته به زمين برمي گردند و به نزد خانواده هايشان مي آيند تا از حال آنها مطلع شوند كه آيا آنها خوشبختند؟

به همين خاطر مراسم چهارشنبه سوري و در واقع جشن سوري به معناي "جشن سرخ " و نوروز شكل مي گيرد.


ايرانيان در نخستين شب از پنج شب آخر سال بر سر بام ها آتش روشن مي كردند. زيرا آتش در نزد آنها نماد و نشانه گرما، فروغ ، روشنايي و نور هدايت و ميان عناصر زميني سمبل نور، اهورامزدا بود. به همين دليل آتش جنبه تقدس و تبرك داشته است. بنابراين آنها در آن شب آتش روشن مي كردند تا هم كار مقدسي انجام داده باشند و هم فروهرها راه منزل خود را پيدا كنند.


همچنين رسم بوده كه وقتي آتش خاموش مي شد يك دختر جوان خاكستر را جمع مي كرد و بيرون از خانه دور مي ريخت تا به اصطلاح نحسي سال از خانه خارج شود. سپس اهالي خانه در را به روي او مي بستند. وقتي دختر در مي زد، از او مي پرسيدند: تو كي هستي؟ مي گفت: منم. مي گفتند: از كجا آمدي؟ مي گفت: از عروسي ، با خودت چه آورده اي ؟ خوشي و تندرستي. در اينجا بود كه در را باز كرده و دختر را به خانه مي آوردند.


همچنين تا شب ورود فروهرها بايد مراسم خانه تكاني انجام مي شد تا فروهرها وقتي به خانه برمي گشتند ببينند كه همه چيز تميز است. وقتي فروهرها مي ديدند كه اعضاي خانواده زندگي شان مرتب است و لباس آراسته به تن دارند، خوشحال مي شدند و براي آنها دعا مي كردند. اما اگر مي ديدند كه بستگانشان ناراحت يا بي چيز هستند، اندوهگين و غمگين مي شدند. به همين خاطر ايرانيان باستان با شروع سال نو سعي مي كردند دشمني ها و كدورت ها را كنار بگذارند، يكديگر را ببخشند و همه چيز را پاكيزه نگهدارند تا خشنودي فروهرها فراهم شود.

فال گوش ايستادن يك جور فالگيري بوده و هر شخصي با انجام آن از زبان و گفته هاي مردم و به نحوي از زبان غيب خبر مي گرفت. به طور مثال: يك شخص نيت مي كرد و مي خواست بداند كه آيا آن نيت برآورده مي شود يا نه و يا آيا فلان كار را انجام دهد يا ندهد. سپس او در سرگذرگاه يا چهارسو مي ايستاد و به حرف رهگذرها گوش مي داد. اگر آنها درباره موضوع خوبي صحبت مي كردند، او نتيجه مي گرفت كه نيتش برآورده مي شود ولي اگر درباره موضوع ناراحت كننده يا بدي صحبت مي كردند، نتيجه مي گرفت كه نيت او برآورده نمي شود.


درباره رسم شكستن كوزه بايد گفت ، در قديم معمولا" كوزه آب نديده يا كهنه را از پشت بام خانه به طرف پايين پرت مي كردند و معتقد بودند قضا و بلا با شكستن كوزه رفع مي شود. درباره رسم قاشق زني ، يك فرد نيتي مي كرد و در حالي كه روي خود را مي پوشاند در شب چهارشنبه سوري در خانه اي را مي زد، بدون آن كه حرف بزند. اگر در كاسه او چيز خوبي مثل ميوه جات مي گذاشتند يعني نيتش برآورده مي شد و اگر چيز بد يا بد بو مثل سير يا پياز مي گذاشتند مفهومش آن بود كه نيت آن شخص برآورده نمي شود و يا كاري كه قصد انجامش را دارد، بايد از آن صرف نظر كند. نكته جالب اين كه اين اعمال به صورت پنهاني صورت مي گرفت. يعني شخص هويت و نيت خود را مشخص نمي كرد. مثل پنهاني آمدن فروهرها به زمين و بازگشت آنها، در واقع اين اعمال در يك رمز و راز پيچيده شده بود.

 

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
mani

تاريخچه زيبايی رو بيان کرديد. موفق باشيد

Gharibe

سلام. ای کاش ميشد ما آدمها ياد ميگرفتيم در مورد همه چيز فقط به ظاهر آنها نگاه نميکرديم .... شايد اينجوری کمتر از دست همديگر ناراحت ميشديم.

arezou

غريبه عزيز هميشه ناراحتيها از ظاهر بينی نيست و خيلی وقتها سوءتفاهم باعث دلخوری ميشه ... سال نو هم مبارک. مانی جان ممنون.