مثال کوچک

صحبت قبلی نظر موافق و مخالف داشت و از آنجا که من با حرفهای مخالفين قانع نشدم يک مثال ميزنم شايد ايشان موافق حرف من بشوند .پدر فرمودند :

بايد بگم اين بار باهات موافق نيستم.....هر کسی تو پوشش آزاده....و همچنين ما لباس خاصی برای مراسم شب قدر نداريم...شب قدر که شب عزاداری نيست...شب صاف شدن دلها و شب راز و نيازه....

حرف ايشان در اجتماع و جامعه ای که در آن زندگی روزمره را ميگذرانيم صد در صد درست است هر کس در اين جامعه آزادی انتخاب پوشش و ظاهر را دارد و هيچ کس هم در مقامی نيست که بتواند برای ديگری تعيين تکليف و منش کند . اما يک مثال ساده اين است که ، شما تصميم ميگيريد به ديدن خانواده سلطنتی انگليس برويد يا اصلا پادشاه برونئی را ببينيد03.gif . جدا از اينکه چقدر به خودتان زحمت ميدهيد ، تا آداب حريم ايشان را بياموزيد و در آن چند ساعت حضور طبق شأن ايشان عمل کنيد ، برای ظاهر خود هم طبق شئون ، حرمت و ادب آن شخص و آن مکان برنامه ريزی ميکنيد . بله شما در پوشش و ظواهر خود آزاديد اما حرمت مجلس چه چيز را ميطلبد ؟ ادب شما چه حکمی  ميکند ؟ غير از اين است که ظاهر خود را طبق شان صاحب حريم می آراييد ؟

کسی که انقدر عقيده در خود دارد که آسايش شبانه خود را بر هم بزند و وارد حريمی بشود که انقدر برای آن ارزش قائل است نبايد رعايت ادب و احترام را نگاه دارد ؟ يا در نظر بگيريد کسی انقدر معتقد هست که هزينه ميپردازد و زمان خود را به اين اختصاص ميدهد که به زيارت خانه خدا برود باز هم از اصل اينکه آيا اين کار درست است يا خير بگذريم . اين شخص طبق اعتقاد خود در پی انجام اين عمل است ميتواند بگويد من لباس سفيد و احرام نميپوشم چون آزادی پوشش دارم ؟ اين امر نه ربطی به احکام مذهبی آن دارد و نه عزا و شادی آن ....

/ 8 نظر / 7 بازدید
طه

بله! حرف شما درسته! در ضمن يک شب که هزار شب نميشه!‌(البته اين جمله جای ديگه مصرف داره!)

طه

در ضمن وبلاگ هم خوش آب و رنگ شده انگار ! خيلی خوب شده! ولی من شنيده بودم: Fortune fame, mirror vane, gone insain, but the MEMORY remains

باز باران ...

حالا اين لباس بوده که ظاهر قضيه هست فکر ميکنيد چند نفر پاک و وضو دار ميباشند ؟ چند نفر مست و هوشيار؟ چند نفر صادق و رو راست ؟ نه اين شبها و نه شبهای ديگر هيچ کدام کافی نيست که آدمها بيان و خودشون رو تذکيه بدهند . انسان بايد هر لحظه اش عبادت باشه برای هر لحظه اش روحش را متعالی بکنه نه اينکه هر عمل کثيفی انجام بده و سالها بعد با يه گريه و زاری و چند سطر دعا فکر کنه که خلاص شده .

?؟.Ecom.?؟

دو روزه پيش بود ، اسمون هم مثل من بد جوري دلش گرفته بود و هواي گريه داشت ، منتظر بودم شروع کنه ، اما مثل هميشه کمي طاقت اورد اما بالاخره بغضش شکست و شروع به باريدن کرد ، نمي دونم چرا اما وقتي هوا اينطوري مي شه دل من هم يه حال و هواي ديگه اي داره ، نه مي تونم بگم خوب ونه مي تونم بگم بد ، به هر حال ، لباسم رو پوشيدم و زدم بيرون و قدم زنان به جاي هميشگي رفتم ، جايي که توي هواي باروني کمتر کسي اونجا پيداش مي شه ، وقتي که رسيدم همه بدنم خيس شده بود مثل صورتم ، تشخيص اينکه خيسي صورتم از قطرات بارون يا از اشک ممکن نبود اما خودم مي تونستم بفهمم چون قطره هاي بارون خيلي پاک تر از اشکهاي من هستن ، نشستم و باز طبق معمول در خودم فرو رفتم و فکر کردم ، به گذشته ، به حال و به اينکه در اينده چه چيزي در انتظارم خواهد بود ، دلم مي خواست داد بزنم ، طوري که همه مردم شهر، نه !!!!، همه مردم دنيا صدام رو بشنون اما يه چيزي راه گلوم رو گرفته بود ، هر چقدر سعي کردم نشد ، يه لحظه به اسمون حسوديم شد ، از اينکه چه راحت هر وقت که بخواد گريه مي کنه و خودش رو خالي مي کنه ،اما من چی

?؟.Ecom.?؟

سلام عزيز..خوبي..خوش ميگذره..ديگه جدي جدي غيبتم طولاني طولاني تر شد..ببخشيد كه دير به وبت اومدم..بهر حال ارزوي موفقيت و شاد كامي دارم براتون..ممنونم كه هنوز هم بياد من هستيد..پاينده باشي..خداحافظ عزيز

سهیل

ادب خوبه . ولی بعضی وقتها با لجبازی خرابش میکنند

sadegh

سلام.با عرض تسليت.کار از اين حرفها گذشته.مطلبتون تا جايی که تونستم بخونم درست بود.ولی اشکال همون طور که خودتونم می دونين سر آوردن دين به روزمزگی و عادته.به هر حال درمان فقط با کار فرهنگی ميسره.موفق باشيد.

limootorsh

من که اصلآ از اول باهات موافق بودم. اینایی هم که نوشتی رو هم قبول دارم