يک اتفاق خوب

آخرین اقدام آزمایشی ، روز یک شنبه انجام شد . ام آر آی مغز ، با بیهوشی بر روی سهیل انجام شد که نشان میداد ، در کمال خوشحالی و شکرگذاری هیچ گونه آدنوم یا طومور هیپوفیز در مغز وجود ندارد . کبد هم ، در دومین سنوگرافی  سالم و بدون توده گزارش شد .

پس مشکل همان بزرگ بودن یکی از غدد فوق کلیه است که در سمت چپ سهیل بزرگتر از سمت راست است . با تمام آزمایشات و اسکن و سونو پیش خانم دکتر روحانی رفتیم . خانم دکتر ، فوق تخصص غدد هستند و به خاطر مشکل سهیل خیلی فوری وقت ویزیت را گذاشتند . وقتی اقدامات انجام شده را دیدند ، یک کمی به ما خندیدند و گفتند شما خیلی جلو جلو پیش رفتید ، ما از این ریسکها نمی کنیم . منظورشان همان بیهوشی برای اسکن و ام آر آی بود . که البته گفتند : اقدامات کاملن درست و علمی بوده اما معمولن خانواده ها زیر بار این اعمال نمی روند ، حالا اینجا قضیه برعکس شده است . اما تشخیص ایشان این بود که سهیل مشکل خاصی که نیاز به درمان داشته باشد را ندارد . در بدن سهیل علامات بلوغ دیده نمی شود و این ترشح فری تستسترون به خاطر پایین بودن میزان پروتئین بدن هم می تواند باشد (البته ممکنه ) . به غیر از آن در بعضی از بچه ها یکی از هورمونها بیشتر ترشح میشود که این مسیله مهمی نیست و به بدن شخص بستگی دارد . سهیل فقط باید تحت نظر باشد ، هر ۳ ماه ویزیت شود و احتمالن تکرار آزمایش داشته باشد تا میزان ترشح بالا نرود . این تحت نظر بودن تا سن بلوغ است .

برای اطمینان یک عکس هم از مچ دست سهیل خواستند تا آخرین علامت بلوغ زودرس را هم تست کرده باشند . از روی استخوان مچ ، سن استخوانی سهیل را متوجه می شوند . اگر سن استخوانی بیشتر از سن سهیل باشد باید اقدامات محدودی ، آغاز کنیم و اگر سن استخوانی با سن تقویمی یک اندازه بود ، فقط همان تحت نظر بودن .

می توان گفت : آرامش خیال نسبی را پیدا کردیم . به قول بعضی ۲۵۰ هزار تومان پول در گلوی دوا درمونیم گیر کرده بود ، خدا را شکر فعلن خارج شد .

اگر این جریان را کسی دیگر تعریف کرده بود ، باور کردنش یک کم خرج برمیداشت اما وقتی پدرم با کلی خنده و کنایه نیش دار گفتند ، ما باور کردیم مملکت خیلی درهم و برهم تر از آن است که در مغز ما میگنجد . پدر گفتند : یکی از همکاران تازه ما در مدرسه کاندیدای شورا شهر شده ، اما از تهران اقدام نکرده و از شهر کرج کاندید شده ، در برگه تبلیغاتی اش ذکر شده پدر شهید ، آقای فلانی ... . تا اینجای کار موردی ندارد . اما اصل مورد اینجاست که همسر ایشان در زمان موشک باران ، در تهران باردار بودند و هنگامی که چند کوچه پایینتر از منزل این آقا ، موشک اصابت می کند ، همسرشان خیلی می ترسند و بچه هم سقط می شود . به همین دلیل الان خودشان را پدر شهید می دانند و از همین عنوان هم در برگه تبلیغاتی استفاده کردند . کسی هم پیدا نمی شود که بپرسد شما پدر کدام شهید هستید ؟! ما که به این جریان خیلی خندیدیم و از دیروز تا به حال همه در حال کنکاش گذشته هستیم تا ببنیم چه عنوانهای مشابهی داریم ، که اگر یک روز کاندید جایی شدیم جزو افتخاراتمان بیان کنیم

/ 8 نظر / 7 بازدید
مرسده

پس اينو بخون عزيزم تا بدونی خيلی خرتوخره! فیلم انرژی درمان معروف(علی اکبری)رو دیدید؟این حرفای خودشه ......... علی: "واقعا الان به خدا قسم بگم بیاید رأی بدید برای ریاست جمهوری به جون مادرم من اگه نشدم چون هم خارج منو می خوان .هم اینجا هم تحصیل کرده هستم .هم مردمی هستم .می دونید اینطوری نیست که فقط یه جبهه بیان به من رأی بدن. این آزمایشش مجانیه. برای ریاست این مجلس نگاه کن می خوام برم، برای آزمایش هم شده کافیه فقط بگم علی اکبریم. نگاه کنید همین تهران اگه اول نشدم.؟؟!!" این آقا دستگیر شد به علت کلاه برداری، و با وثیقه میلیاردی الان آزاد شده.........خب آقای علی اکبری چرا کاندیدا نشدی؟...........ببینید چقدر ارزش یک کاندیدا رو در ذهن مردم آوردن پایین که هر کس و ناکسی به خودش اجازه چنین حرفایی رو میده!....مردم هوشیار ما کجایین؟شما مسئولین در برابر عوام...............یا حق! اطلاعات بيشتر اينجاسmoddaee.blogfa.com

ستاره

با سلام. لينك باكس ما افتتاح شد نحوه افزايش آمار بازديد سايت و وبلاگ شما تا چندين برابر و پر محتوا كردن آن در موتورهاي جستجو... www.linkbox800.mihanblog.com منتظر حضور سبزتان هستيم. با بهترين آرزوها.....

علی

معلوم شد که نه تنها دختر / که پدر هم مسلمان نیست / شاهد و دلیل از این بهتر که فرزند فاطمه علیها سلام / در شکم سقط شد / و هنوز کسی نپرسیده این بچه ی به دنیا نیامده را کی اسم گذاری کرده بود که همه می گویند "محسن سقط شده" / بی انصافا / در جزیره ای که اسم یک آدم چلاق یکدست / "شهید زنده" است / و رهبر هم هست / چطور اون آقا معلم نمیتونه "پدر شهید" باشه؟ / شما هم زورتون به یه معلم میرسه؟ / با این همه خوشحالیم که قضیه ی سهیل / بعد از هفت خان رستم / بخیر تمام شد/ نامسلمونی مادر و پدر بزرگش را می بخشیم.

امير

خوب خدا رو شکر که به خير و خوشی داره تموم ميشه. ايشالا آرامش نسبی تبديل ميشه به آرامش دائمی. اون ۲۵۰ هزار تومنم فدای سر سهيل و خودتون. خوب حالا کی شرفياب بشيم برا شام و ناهار و شيرينی و اينا؟!!!

...

چقدر گفتم بابا اين بچه رو اينقدر اذيت نكنين، به جاش برين براش زن بگيرين... ضمنا منهم معتقدم اون آقا پدر شهيد هستن، خودم هم فرزند جانبازم، چون مادرم در شبهاي بمباران و روزهاي موشك باران بارها غش فرمودند و به همين دليل دچار بيماري اعصاب دائم هستند.

sara

خوب خدا رو شکر آرزو جون که به خیر گذشت. می دونم احتمالاً سهیل این روزها ماچ! باران است اما یک آبدارش را هم از طرف ما از لپ سمت چپش بگیرید!! مرسی!

farzad

فعلا خدا رو شکر چون فعلا مسئله ای نيست !!