من اگر می دانستم شکایتم را سراسری کنم ، بعضیها دست به کار میشوند خیلی زودتر از اینها گلایه می کردم . یادم باشد همه کم کاریها را اینجا لو بدهم تا همان بعضیها حساب کار دستشان بیاید .

حرف درس و مشق بچه ها که می شود ، من یاد یک خاطره نه چندان دور می افتم . سال سوم راهنمایی بنده در لیست افتخاراتم ، تجدید شدن از درس جغرافی و اجتماعی را ثبت کردم که تا امروز پدر جانمان نمی دانند و در اصل مادرمان معرفت خاص نشان دادند . همان روزها که من تجدید شده بودم و ثلث سوم بود ، برای ورود به دبیرستان امتحان ورودی می گرفتند . یعنی مثلن مدارسی که اسمی درکرده بودند و می خواستند خاص بودنشان را به رخ بکشند ، امتحان ورودی داشتند . دبیرستان دانشگاه آزاد واقع در خیابان الهیه هم از همان مدارس بود ، که ویلایی قدیمی بود و به دست دوستداران انقلاب فتح شده بود و بعد هم مدرسه غیر انتفاعی شده بود . من هم با پارتی مادر ، امتحان ورودی اش را دادم و از شانس بلندم ، قبول شدم . منتها وقتی کارنامه باشکوهم را دیدند ، از ثبت نامم جلوگیری کردند . البته من در پزهایم همه جا ، جار زدم که من قبول شدم و خودم نرفتم . آن موقع شهریه یک سال این مدرسه با آن همه ادعا صد و پنجاه هزار تومان بود .

دوران گذشت و حیف شد ، مخصوصن که الان ما شهریه مهد کودک در هر ماه چیزی حدود صد و پنجاه هزارتومان تقدیم می کنیم .

/ 3 نظر / 4 بازدید
طه

آها اين اعتراف خوبی بود!

امير

من تا سوم دبيرستان هميشه شاگرد اول بودم. درس تاريخ و جغرافيا و اجتماعی رو هم چون معلمش همسايمون بود و من فوق العاده از اين درسا متنفر بودم شب امتحان سوالاشو ميگرفتم و ميخوندم!هميشه هم ۲۰ بودم!

سيد محمد

من با اينکه برای چندمین بار اين جريان را ميشنوم ، ولی باز هم مثل هر دفعه کلی خنديدم.