اشتباه و اسکن

از وقتی که آن مربی مهد ایرانیها در دبی ، ما را سردر گم کرد ، تا امروز احساسم تکرار نشده بود ، حس خفه کردن طرف مقابل در این حد . ما در کجا دنیا هستیم . به پیر،  به پیغمبر ، به مقدسات همه آدمها قسم ، همه آدمها جان دارند و احساس دارند . همه آدمها برای وقتشان هزار و یک کار دارند . همه آدمها مثل شما برای بچه هایشان جان میدهند .

اول هفته به آزمایشگاه پارس زنگ زدیم ، فری تستسترون به عدد ۲۳ رسیده است ، یعنی از آزمایشات قبلی خیلی بیشتر و تستسترون ۱۴٪ . رییس به متصدی آزمایشگاه گفتند آزمایشات قبلی هم تستسترون را پایین نشان داده و اشکال همین جاست . متصدی آزمایشگاه که می توان گفت شاید دیپلم هم به زور داشته باشد ، گفت : آخه آقای دکتر واحد تستسترون با فری تستسترون یکی نیست که !!! قیافه رییس و من ، بعد هم محمد وقتی شنید ، دیدنی بود . باور کنید همچین چهره های استثنایی ، تا به حالا ندیدید . فکر کنید از آن پزشک آزمایشگاه دانش تا پزشک کاخ و خانم دکتر رزاقی آذر فوق تخصص غدد اطفال و همه آن رزیدنتهای در آینده متخصص به این نکته توجه نکردند . مثالش میشود این : شما واحد شمارش شکر و زعفران را یکی کنید . یعنی گرم و کیلوگرم را یکی حساب کنید در حالی که تستسترون یک هزارم فری تستسترون است و باید دقیقن هزار برابر شود .

از همه نکات اعجاب انگیزتر اینکه ، فروشنده قدیمی که همان خانم دکتر رزاقی باشند به این مسیله دقت نکردند . مگر میشود

یعنی این همه تکرار آزمایش برای این بچه لازم نبود . از همان اول اختلال ، قاطعانه مشخص بود و با یک سونوگرافی و سیتی اسکن میشد به جواب رسید . به هر حال دیروز سهیل را برای سیتی اسکن بردیم . اسکن همراه با تزریق دارو بود ، که روز قبل دارو را  تهیه کرده بودیم . سهیل ناشتا بود و گاهی بهانه میگرفت که ناشی از گرسنگی بود . ساعت ۲ بعد از ظهر آنجا بودیم و من که تا به حال از همه چیز بد گفته ام لااقل یک بار تعریف کنم ، مرکز سیتی اسکن و ام آر آی جام جم واقع در خیابان ولی عصر یکی از منظمترین و باتعهدترین مراکزی است که تا امروز به تور من خورده است . پزشک دقیقن ساعت ۲ در مرکز حضور داشت و هیچ وقتی را هم صرف تعویض لباس یا استراحت نکرد ، به محض ورود با متصدی هماهنگ کرد و همراه خودش ، ما هم به اطاق آمادگی وارد شدیم . کمی با سهیل شوخی کرد و از پدر و مادر خواست که بیرون برویم .

بیرون در ، درون راهرو ایستادیم . هیچ لحظه ای به این بدی به خاطر ندارم . اصلن هم ادعای صبر و تحمل و مقاومت مادری را ندارم ، هر آنچه را که در چنته داشتم ، به محض دیدن کودک بیهوشم روی دستان پرستار از دست دادم . سهیلکم بی هیچ حرکتی با دستان آویزان روی دو دست پرستار حمل میشد و همه طاقت و قرار من هم پشت سرش ... ۲۰ دقیقه بعد سهیل را نیمه هوشیار بیرون آوردند . رنگ لبهای سهیل از تمام صورتش روشنتر بود . چشمانش باز و بسته میشد . هوشیاری اش هم در رفت و آمد بود . چند دقیقه بعد پزشک متعهد ، به سراغ بیمار کوچک آمدند و در حد یک نوازش ، بعد هم گفتند : بهش غذا بدهید ... هر چی شکلات و خوارکی در کیفم داشتم با دست و دلبازی به سهیل دادم ( ایشان هم که فرصت طلب ) بعد از ۱۰ دقیقه هم ، سوزن ماده تزریق شده را از دستش بیرون کشیدند و ما به خانه برگشتیم . 

جواب اسکن را برای فردا میدهند . منتها رییس یک کم پارتی بازی کردند و بعد از چند تایی تماس بالاخره با پزشک مرکز صحبت کردند . غدد فوق کلیه سمت چپ از حد نرمال بسیار بزرگتر است و کاملن با سمت راست متفاوت .

مشکل ما در حال حاضر پیدا کردن یک پزشک فوق تخصص غدد اطفال است که در دسترس باشند و از یک ماه  ،سه هفته اش را به مسافرت نرفته باشند یا اینکه به علت گرفتاری شخصی در تعطیلی به سر ببرند . اگر به غیر از دکتر رزاقی آذر و دکتر ربانی و دکتر قدوسی و دکتر جزایری کسی را سراغ دارید ، لطفن مرحمت کنید .

یک نفر در این شهر نیست که دروازه دهان این آدم را ببندد . حالمان بهم خورد

 

/ 6 نظر / 7 بازدید
...

باور كردن اينكه چند نفر متخصص از يه موضوع ساده بي اطلاع باشن، كمي تا خيلي عجيب بود. آمار متخصص هاي غدد اطفال رو كه رئيستون بهتر ميتونه به دست بياره.

ليدا

اتفاقا زياد هم عجيب نيست ٬ مملکتی که رييس جمهورش بگه ... از پزشکش هم ميشه چنین بی خبری رو انتظار داشت

ليدا

يادم رفت يگم ٬ جواب نفر قبلی رو دادم که ميدونم کيه

...

دهان گنده ي اون آدم رو هيچكس نميتونه ببنده، پس بيخيال شين، نگفتين سهيل به جراحي نياز داره يا براي درمانش راه ديگه اي هم هست؟ به نفر قبلي: منهم ميدونم تو كي هستي! يعني از تو هم ميشه انتظار داشت كه ندوني دو دو تا چند تا ميشه؟

علی

دختر خانم / اون دروازه خلق نشده که بسته بشه / اگه خودت فهمیده ای / سر علی ما را هم شیر فهم کن که این بچه چه مشکلی داره؟ / همین / فعلن نگرانی باعث شده تا بوی گند اون دهن گشاد / حالیمون نشه! / تاریخ را هم به چشم، میخونیم.

محسن

يک تخصص غدد حرفه‌ای سراغ دارم ولی اطفال بودنش رو خبر ندارم. چک می‌کنم به حاج آقا خبر می‌دم.