شورای نگهبان

هر از گاهی يکی از آقايون فرمايشی را بيرون ميپرانند ، که انسان واله و شيدای اين منش ميماند . حکايت ديگر از حرف و جوک گذشته ، قبلا به طنز ميگفتند از يک فرد حزب الهی می پرسند شما ميدانيد خدا کيست ؟ طرف هم پاسخ ميدهد بله نماينده ولی فقيه در کائنات ! شکر خدا اين جوکها به حقيقت پيوسته است .

حنتی به شاهرودی نامه مينويسد و نعره سر ميدهد  که قوه قضاييه حق احضار هيچ کدام از افراد شورای نکهبان را ندارد ، ( حق ندارد ) چه برسد به پرسش و پاسخ ...ياد آن داستان که حضرت امير با مرد يهودی مشاجره کردند و قرار گذاشتند به دادگاه و نزد قاضی بروند افتادم . آنجا تا قاضی ميخواستند به احترام از جای بلند شوند امير (ع) گفتند تو اينجا قاضی هستی من هم مدعی ، به من به عنوان امير المومنان نگاه نکن و قضاوتت را انجام بده . قاضی هم چون امير (ع) شاهدی برای اثبات امرشان نداشتند به نفع مرد يهود حکم داد .

آنجا حضرت امير ميگويند به منصب و جايگاه من نگاه نکن ، زمانه جايی رسيده است که ميفرمايند اول ببين ما چه مقامی داريم بعد تصميم بگير که احضار بشويم يا نشويم . خودشان را نماينده امام زمان ميدادند . نمايندگان مجلس مردمی هم که توسط خود شخص آقا انتخاب شدند از فرط مسئوليت مردم در عالم هپروت سير ميکنند.

دو شب ديگر هم شب قدر است و ما ملت ساده بايد منتظر باشيم که آقا آدرس رييس جمهور اين دوره را به دست شورای نگهبان برسانند ، ايشان هم با مسئوليت شرعی که بر دوش دارند و فقط خيرخواهانه و خداپسندانه رفتار ميکنند ، اين مسئوليت را به شخص موردنظر محول کنند . اگر حس قدرت طلبی داريد که گناه نيست چرا اسم اين حس خدادادی را ميگذاريد مسئوليت شرعی ( جناب ناطق نوری فرمودندااا ، بنده از خودم در نياوردم) .نکته ای که من از درک آن عاجزم اين است که چرا اين احساس مسئوليت را فقط عده خاصی احساس ميکنند ، هيچ شخص جديدی همچين احساسی ندارد البته بدون آن نيست که کسی اين مسئوليت را درک نکند اما صافی شورای نگهبان مدعی اين هستند ، که عده خاصی که همان مهره های هميشگی هستند ، اين مسئوليت را با جان و دل درک ميکنند و مابقی از درک اين احساس بزرگوارانه عاجزند .۲۵ سال از شروع حکومت اسلامی گذشته است و چهره حکومتی ما فرقی نکرده است هميشه فقط جايگاه مهره ها عوض شده ، نوع حرکتشان و شکل و شمايلشان همان بوده که هست . همين طور هم دايره مسئوليتشان را دور زده اند و باز به جايگاه نخست برگشته اند.

هر نوجوانی که به رفتار و گفتار شورای نگهبان در حد شعور خودش هم بيانديشد ، اين را درک خواهد کرد که قانون بازيچه ای در دست ايشان بيشتر نيست . جنگ و سخن بر سر قدرت و منافع شخصی و جناحی است . نظام ملی و مردمی تبديل به يک نظام مافيايی گشته که هيچ فردی از برون را به درون راه نميدهد و  منافع شخصی و جناحی نوع سياستگذاريها را تعيين ميکند ، نه شعار هميشگی مردم سالاری و قانونمندی . مثالش هم که واضحا در خاطرمان هست : فرودگاه بين المللی امام خمينی .

/ 2 نظر / 8 بازدید
پدر(نم نم)

کاملا باهات موافقم...بيايم برای ايران دعا کنيم...وطن يعنی اذان عشق گفتن...وطن يعنی غبار از عشق رفتن...بوس و بای!

پدرام دانش

سلام و تشکر از رويکرد مناسب تون به < خوش تیپ ها > .... مضمون مقاله به اون اندازه؛ پخته و گویا هست که لازم نیست چیزی به اش اضافه کنم. نزدیک به صد در صد با شما موافقم و اميدوارم اين < روز حساب و کتاب > ی که حرف اش رو می زنن؛ واقعيّت داشته باشه. و گرنه سر نود درصد مردم ما و جهان؛ بد جوری کلاه رفته ........... بهترين آرزوها برای پسر گل تون.