آخرين شنبه سال

امروز آخرين شنبه سال بود.01.gif

يعنی اينکه سال ۸۲ هم به تاريخ پيوست خورد.

يعنی يک سال ديگه هم از عمر من گذشت و باز هم من نفهميدم چگونه گذشت26.gif

اين درخت غول آسا که من فکر ميکردم، چه جوری ميشه قطعه اش کرد دونه دونه ،۳۶۵ برگش روی زمين افتاد و ۶ روز ديگه هم از تنه قطع ميشه و به يک گذشته تبديل ميشه.

هرچند که اين چند روز آخر هم داره برای من آخرين زورآزماييهاش را ميکنه و خودی نشان ميده ،اما از حالا بگم ۳۶۰ روز گذشته ات نتونست من را از پا بندازه حالا با اين ۵ روز باقی مانده می خواهی قدرت نمايی کنی .12.gif

سالی که گذشت تلخ و شيرينش بدجور بهم ادغام شده بود هر لحظه که احساس ميکردم چقدر شيرينه، بوی تلخی توی ذهنم ميپيجيد و چشمام را ميسوزوندو هر لحظه ای که فکر ميکردم چقدر تلخ و سخت ميگذره، يک طعم شيرين ته دلم را قلقلک ميداد.

چند روز پيش به لطف يک دوست رفتيم پارک و بعد از سالها تاب سواری...

ديگه داشت تبديل به عقده ميشد ...

اصلا آخرين باری که تاب بازی کردم يادم نيست ولی اين بار خيلی خوب بود ،تلافی تمام دفعات گذشته که از کنار تاب رد ميشدم و حسرت ميخوردم در آمد.

(اين هم شد يک خاطره از آخرين روزهای سال ۸۲ در ته ذهن من ..)01.gif

/ 1 نظر / 3 بازدید
Mahnaz

اولين شنبه سال هم گذشت ولی اين شنبه در فراز روزگار بود و آن يکی در نشيب. هميشه در فراز باشی