از ماست که بر ماست

يکی نيست به من بگه آخه دختر مگه قراره قحطی بياد که يک دفعه انقدر خريد ميکنی ؟!تمام آشپزخانه پر از نايلون مواد خوراکی شده و خستگی گشت زدن و خريد هم دارد در بدنم داد و بيداد ميکند اما فرصت استراحت نيست بايد دست به کار شد .

داشتم گوجه فرنگيها را از جعبه داخل سبد ميچيدم به خودم گفتم آخه مگه زبان نداشتی يا اطلاعاتت از آن خانم کمتر بود که لال مونی گرفتی ، تو که کلی مناظره های بوش و کری را مطالعه کردی  ، ميدانی حزب دموکرات کاملا از کری حمايت ميکنند ميدانی حتی هنرپيشه های هاليوود اعلام کردند، ترجيح ميدهند رياست جمهوری بوش پايان بگيره و از آن طرف خدمتی که بوش در مدت رياست جمهوريش به يهود کرد مطمئنا پاسخ به سزايی هم خواهد داشت . پس چرا نگفتی که اطلاع داری؟

خودم به خودم جواب ميدهم:خوب چه ميدانم ، گفتم شايد آن خانمی که کارمند بانک هستند اطلاعاتشون از من بيشتر باشد !

همين ديگه هميشه همين بوده خانمهايی که خانه نشين ميشوند احساس ميکنند از باقی يک چيزی عقبترند تو خودت مقايسه کن ۹ ماه پيش که سر کار ميرفتی اطلاع و آگاهيت بيشتر بود يا الان ...

راستيااااا چرا ما به عنوان يک زن خانه دار به عنوان کسی که از صبح در حال فعاليت هست تا شب ، که همه    ميخوابند ،  احساس ميکنيم هيچ کار مفيدی نکرديم .  نه فقط شخص خودمان ،  اطرافيان هم ...هميشه نميشه گناه را به گردن مردان انداخت !من ، مادرم ،  دوستم ، آشنام ، فاميلم در يک جمع دوستانه و خودمانی آن آشنايی که خانم دکتر شدند را جوره ديگه نگاه ميکنيم در حاليکه شايد ايشان به غير از سواد پزشکيشون هيچ آگاهی ديگه نداشته باشند ، اما برای ما خيلی مهم جلوه ميکنند، حتی بيشتر از خانمی که هنرشون به سر پنجه هاشون هست و آثاری را خلق ميکنند که صدها تحصيلکرده و انسان اجتماعی انگشت به دهان ميمونند البته اگر بشناسند و بفهمند ...

چرا اين خانم دکتر با افتخار ميگويند که برای چند ساعت کشيک شبانه  ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان حقوق دريافت ميکنند اما من  به عنوان يک خانه دار نميگم  که وقتی شب به فرزندم  سر ميزنم  و رو اندازش را مرتب ميکنم  و کودک در خواب  لبخند ميزند حس ميکنم  تمام حقوق روزانه ام   را گرفتم..

لعنت به اين پياز که هنوز کارد نخورده تا مغز سر را ميسوزاند اما يادم می افتد که فرزندم چقدر از گوشت قلقلی خوشش مياد  ، پس با اين پياز بد بو و گريه دار هم کنار ميام ، چقدر بايد برای شعار فيمينستی فرياد سر بدهيم ، چقدر برای بدست آوردن رشته ها و شغلهايی که زمختند و تهوع آور ، با آقايون جدل کنيم و حقوق کمتر را هم دريافت کنيم اما در جمع زنانه خودمان به اين شغل مافنگی افتخار کنيم و نشان بدهيم که خانه دار نيستيم و پای طرفشويی نايستاديم !مگه ظرف شستن ،‌يعنی بيسوادی ؟ مگه غذا درست کردن ،يعنی نفهمی ؟ کی گفته لباس شستن ، خواری است و انبر دست به دست گرفتن و تعميرات کردن يعنی افتخار ...انقدر من و تو خودمان بر سر شغل خانه داری کوبيديم ، که الان زنی که بيرون از منزل کار ميکند ، وقتی با همسرش ملک يا دارايی را صاحب ميشوند آن را به نام هر دو ميکنند و هر دو صاحب آن به شمار ميايند . اما مادرهای ما و اکثر خانمهای خانه دار بعد از چندين سال خانه داری کردن ، شريک هيچ چيز نيستند چون اصلا خانه داری شغل به حساب نمياد ...

مرغها را داخل دستشويی که ميندازم باز به ياد ميارم ، اوايلی که به غربت آمده بودم و تنها بايد از پس کارهای منزل برمی آمدم ،چقدر يک روز به مرغی که خريده بودم زل زدم و آخرش هم نفهميدم بايد چه جوری بشورمش . در نهايت به در خانه همسايه ای که ايرانی بود رفتم و با کلی من من ازش خواهش کردم به من ياد بدهد و سعی کردم لبخند کنايه آميزش را نديده بگيرم چون ميخواستم يک خانه دار موفق و عالی باشم ...

تمام آن مدتی که مسئول فروش شرکت بودم باز ميخواستم خانه دار باشم چون به مهارتهای زن خانه تا زرنگيهای فروش بيشتر علاقه داشتم . چرا خانم مهندس کامپيوتری که تنها مهارتش فشار دادن کيبورد هست و تمام فکرش پر از برنامه نويسی است را بيشتر ارزش ميدهيم تا خانمی که هر انگشتش پر از مهارت هست  و هر گوشه فکرش پر از خلاقيت ، برای آرامش و سکون و   زيباتر کردن هر گوشه منزل ...

از ماست که بر ماست ...

انقدر  همه حقهای ضايع شده را گردن مردها نندازيم ، ما خودمان بعضی کارهای خودمان را له کرديم و به بعضی اعمال ديگه آب بستيم تا ثابت کنيم چقدر مهمند . مردها ميتوانند هزار  کار زمخت را انجام بدهند و باکشان نباشد ! همه آن کارهايی که ما به اسم برابری حق زن و مرد  ميخواهيم بدست بياوريم اما هرگز مردی نميتوا ند خانه ای را به آرامش برساند بدون ذوق و خلاقيت يک زن ...

حق از دست رفته ما فقط حق اجتماعی و طلاق و نفقه و ديه و اشتغال نيست خيلی از حقوقمان  را خودمان از بين برديم !!!!

/ 3 نظر / 6 بازدید
باز باران ...

معيار ارزش گذاری همه فعاليتها ( مخصوصاً در فرهنگ ما ) پول ميباشد . اگر درآمد بیشتری داشته باشی اون شغل قابل احترام و ارزش میباشد و گرنه خرحمالی بیش نیست . خود آدمها هم منزلتشان نسبت به درآمدشان میباشد . منزلت یک دکتر آیا نسبت به فهم وشعورش هست یا اینکه همه مطمئن هستند که روزی صاحب مال و منال خواهد شد ؟ همه ما شاهد پولدارنی هستیم که اندازه یک گاو نه فهم دارد و نه کارائی اما روزگار او را به چه جاهایی که نبرده است . زمانی که زن خانه دار احساس ميکند برای کار انجام شده اش پاداش مادی دريافت نميکند انگيزه خود را از دست ميدهد و دچار توهم ميشود . همه اينها برميگردد به کج انديشيها ، عدم اعتماد به نفس ،‌ عدم برابری و خيلی از مسائل پوچ و مسخره .

پدرام دانش

اين معضل؛ برام بسيار آشناست چون حرف و حديث روزمرّه خيلی هاست. اگه می خواستم تحليل کوتاهی ارائه بدم از عنوان سر مقاله وام می گرفتم که < از ماست که بر ماست >. چرا زن خونه باید احساس پوچی و حقارت کنه؛ اون هم زمانی که وظیفه خطیر تربیت یه موجود زنده رو بر عهده داره؟ قبول کنیم که بار سنگین رشد و تربیت فرزند؛ در وهله اوّل؛ بر دوش مادرشه. چرا یه زن ( مادر )؛ این بار سنگین رو درک و لمس نمی کنه؟ چرا اونی که روی کليدهای کی برد؛ می کوبه احساس بزرگی و شخصیّت می کنه و اونی که سبزی خورد می کنه؛ چنین تفّکری نداره؟ به خاطر باورهای غلط و القائات بزرگترامونه. این وسط؛ سر و کلّه زعمای تهی مغزمون پیدا می شه که برای ترمیم این حسّ حقارت؛ مساءله دستمزد یا اجرت المثل زن خونه دار رو مطرح می کنن که ابلهانه ترین اتفّاق این مملکت بعد از قضیه ازدواج موّقته.