هويت

تا حالا براتون پيش آمده مثل امشب من فکر کنيد ؟

يعنی دلتون بخواهد که برويد سر کمد لباسهاتون و هر چه لباس و کفش داريد ، برداريد ، ببريد بريزيد تو حياط ، يک پيت نفت هم بريزيد روش و يک کبريت بکشيد ، حالا بايستيد به آتش نگاه کنيد ...

بعد يک ماژيک بزرگ و مشکی برداريد ،  حتما نوک ماژيکتون نيم سانتی باشد ، برويد جلوی آينه و حسابی به صورتتون بکشيد . انقدر که ديگر نقطه سفيد و پاکی باقی نماند ، يک چيزی در مايه های حاجی فيروز ! اما نه ، وحشتناک ...

حالا نوبت کتابهاست . طبق علاقه ها : اول فروغ ، سهراب ، مهدی سهيلی ، حافظ و حميد مصدق . بعد شمس و شاملو و مشيری و رهی معيری . بعد تمام ماهنامه های فيلم و هفته نامه های قديمی گل آقا و تمام رمانها و کتابها .

بوم نقاشی ، کارهای هنری ، دفتر خاطرات و  شناسنامتون را هم فراموش نميکنيد . همه را ميريزيد داخل وان حمام ، باز هم يک پيت نفت و يک کبريت ، در حمام را هم که حتما بستيد ، چون الان دوده همه خانه را ميگيرد و شما هم حوصله شنيدن غر نداريد ...

اما مرحله آخر : آلبوم عکسهای خانوادگيتون را با يک قيچی کوچک و تيز بياوريد ، عکسهايی که تا بنا گوش نيشتون بازه يا ژستهای بی معنی گرفتيد را در مياوريد ، از عکسهای ديروز شروع بکنيد تا کودکی  ...اما دو سال اول زندگی را نه ، آخر آن موقع هنوز انسان کاملی بوديد ! در مابقيه عکسها هر جا کله مبارکتون پيداست ، آن را ببريد و بيرون بندازيد ...

حالا يک نگاه به اطراف بندازيد و ببنيد آيا چيزی از متعلقات باقی مانده ؟ نه ! ديگر به کامپيوتر کاری نداشته باشيد ، اين بيچاره نباشد ديگر کجا ميشود وراجی کرد ؟

خوب برويد جلوی آينه و خوب به خودتان نگاه کنيد

من کيم ؟؟؟؟ يا بهتر بگویم به تصوير آينه بگویيد : تو کی هستی ؟؟؟؟؟؟

تو بدون لباسها و چهره ، بدون علايق و مدارکت ، بدون گذشته و خانواده ات ، کی هستی ؟؟؟؟

تصوير آينه با فرياد جواب ميدهد : هيچ کس ! هيچ..................

/ 8 نظر / 3 بازدید
خدابيامرز

سلام عليکم.ببينيد! به نظر من «تو کی هستی» یک سوال فارغ از مدارک و روابط و حال و گذشته و فامیله. بدون اینها هم آدم می تونه همه چیز باشه و با اینها هم میشه که آدم هیچ باشه.«کی هستم» سوال بزرگیه.

sara

من هر چيم رو كه بسوزونم مجله فيلم هام رو نگه مي دارم!! ولي كلاً فلسفه اش رو نفهميدم ها!!

علي اكبر كرماني

سلام . من با قصه ها و زبان زيبايی که داری بيشتر موافقم . حالی داد . پايدار باشی

طه

من اگه بخوام چيزی رو بسوزونم از جزوات و کتابهای قديم شروع می کنم چون نميخوام جزو هويتم باشند! ولی مطلب قشنگی بود

ایراندوست

سلام هنوز غير از مطلب اولت بقيه رو نخوندم.اول از همه از اينکه به من سر می زنی متشکرم.دوم اينکه من اين سوال رو وقتی زلزله بم اومد از خودم کردم.و من غير از لباسها و کتابها و علايقم همسر و فرزندم رو هم حذف کردم.بايد بتونيم «خود» واقعيمونو بدون هيچگونه وابستگی دنيوی شناسايی کنيم... روزت بخير

ladan

سلام؛ تو چرا اين قدر نااميدی دختر؟ اگر دوست داشتی ای ميلت رو برام بفرست تا با هم گپی بزنيم! قربانت!!!

monire

ولی من فکر ميکنم جواب ايينه اين باشه که بدون هيچ کدوم از اينها باز هم تو,تويی.همه اين تعلقات وابسته هستند به تو و از تو وجود گرفتند,نه تو از اونها.باشند و نباشند تو هستی و اون محور ثابت شخصيتت پا بر جاست.حالا چرا اينقدر از در و ديوار شاکی هستين؟خوب شد اون موقع ما دم دستتون نبوديم:)

پدرام دانش

تا حالا به اين روز نيافتادم. نمی دونم تعبيرش چی می تونه باشه؟!